X
تبلیغات
خزٍّان العلم

خزٍّان العلم
قالب وبلاگ

بسم الرب

مدتی پیش در تاکسی نشسته بودم. با راننده مشغول صحبت شدم که بحث ازدواج و زندگی شد که گفت تو دنیا هیچ کس مثل زن آدم نمیشه و رفیق و این حرفها کشک است. می گفت من رفیق داشتم و هرچی تو زندگیم کشیدم از این رفیقام کشیدم. اون موقع با خودم گفتم این بنده خدا تو رفیق اصلا شانس نداشته و چون رفیقاش آدم حسابی نبودن اینطوری از رفیق زده شده! و الا رفیق که بد نیست.

به نظرم کلا این بحث، بحثی نسبی است. یعنی این که هرکس نگاهش به رفاقت چیست کاملا بستگی دارد به اینکه تو زندگی چه کنشی از این بعد دیده است. بعد رفاقت. اگه رفیقش زندگیش باشه میگه رفاقت زندگیه و اگه رفیقش بهش نارو زده باشه میگه رفاقت نفاقو دو روییه !!

این نگاه هم کاملا تغییر پذیر است به همین دلیل که بالا گفتم. یعنی چون نتیجه گیری از روی مصداق است با دیدن یک رفتار غیر منتظره، نگاه هم به رفاقت تفاوت می کنه.

در کل طول زندگی است که قالب دهنده به این نگاه است. ممکن است  من رفیقم یا رفیقانم را از بهترین افراد زندگیم بدونم که می تونم کاملا روی اونها حساب باز کنم ولی خب یه اتفاقی می افتد که می فهمم این تلقی خیلی زیادی از حد و انتزاعی بوده است و در نتیجه نگاه من واقعی تر می شود.

در اخر می خوام بگم اینها بدی نیست و خوبی است و نزدیک شدن به زندگی واقعی است هرچند ممکن است در زندگی واقعی یک فرد بهترین رفیق و بهترین رفاقت نوشته شده باشد.

[ پنجشنبه سی ام خرداد 1392 ] [ 14:9 ] [ رضا پهلوان ] [ ]

بسم الرب

خلق حماسه سیاسی سی و شش میلیونی را به امام زمان(عج)، مقام معظم رهبری، علما، رییس جمهور منتخب 

و مردم ایران تبریک عرض می نمایم و تسلیم بودن خود در برابر قانون و آمادگی خود در کمک به مسئولین در جهت 

تعالی اسلام و اجرای فرامین مقام معظم رهبری را اعلام می کنم و از همه اقشار به خاطر حضور در خلق حماسه 

سیاسی تشکر می کنم.


[ شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 ] [ 22:57 ] [ رضا پهلوان ] [ ]

بسم الرب

آقای روحانی منتخب مردم ایران شد.

و ما هنوز داریم تو سر کله ی هم می زنیم که اصلح کیه و صالح کیه 

بدون اینکه کمی واقع بینانه شرایط جامعه رو نگاه کنیم.

ممنون از همه ی اصولگرایان خوش فکر 

نگید که مجموع همه ی رایهای اصولگرایان از روحانی کمتر بود و اجماع اصولگرایان هم فرقی نمی کرد

اینکه همه و همه در تبلیغات از یکی حمایت کنند به جای جنگو دعوا خیلی فرق دارد با اینکه جلیلی به ولایتی بتوبه و ولایتی و به جلیلی و قالیباف به ولایتی و ....

کاملا جو


پ.ن: دعا دعا می کنم خبری که از چندجای مختلف بهم رسیده مبتی بر پایان یافتن کار با 57 درصد برای روحانی اشتباه و صرفا شایعه باشد.

هرچند دور دوم هم برود فکر نکنم جریان فرقی بکند.

[ شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 ] [ 10:29 ] [ رضا پهلوان ] [ ]

بسم الرب

خدا خودش میدونه که خیلی گشتم که اونی که فکر می کردم خوبه رو انتخاب کنم 

خیلی سعی کردم توی جو قرار نگیرم که بگم جلیلی یا غیر جلیلی چون واقعا تو دانشگاه زمنیش بود

اینقدر کارم سخت شد که هفته ی پیش هر روز ذهنم روی یکی می رفت

ولی یه عامل دیگه غیر از بهترین فرد معادلات انتخاباتیه

اینکه من نمی خواهم روحانی به دور دوم بیاید با قالیباف چون می ترم کارهایی بکند که هزینه بردار باشد

پس در دوره اول رایم جلیلی خواهد بود ایشالا

در اینکه بین قالیباف و جلیلی به فرض اول و دوم شدن کدام را انتخاب خواهم کرد هنوز باید فکر کرد

ایشالا درصد مشارکت مردم طمع بد خواه رو به خودش برگردونه

یا علی

[ جمعه بیست و چهارم خرداد 1392 ] [ 9:10 ] [ رضا پهلوان ] [ ]

بسم الرب

سال 84 و من حدود13 سال

یادمه که خانواده رای بر احمدی نژاد داشتند پس .... من رای بر احمدی نژاد داشتم. به واسطه ی لطفی که خداوند در روابط عمومی بالا داده بود خیلی کارها براش کردم که الان که فکر می کنم کارهای خیلی جالبی بود. با خلاقیت خودم ... از هزینه ی خودم ....

یادمه احمدی نژاد که رای آورد در بلوار کشاورز یک پراید گل پخش می کرد و من هم خیلی خوشحال بودم چون نامزد من پیروز شده بود. نامزدی که نامزد خانواده ی من بود.

سال 88 و من حدود 17 سال

یادمه که خانواده رای بر احمدی نژاد داشتند و من هم رایم بر احمدی نژاد بود. کارهایی که می کردم حالا غیر از بحث در مدرسه می رفتم توی میدون ولیعصر در بین یک جمعیت بسیار زیاد طرفدار موسوی و در بین حلقه های 5 6 نفری بحث می کردم...

یادمه نصف شب که رایها شمرده میشد می رفتم سر می زدم و از بالا بودم احمدی نژاد خوشحال و فرداش هم به سفری یک روزه با خانواده رفتیم که برگشتیم و .... . 

6 ماهی که واقعا به من بد گذشت. در زمان الله اکبر گفتنهای شبانه محله ی ما بسیار فعال بود و از الله اکبر شروع کرد تا آرزوی مرگ کردن برای ..... . 

یادمه در مسجد محل بعد از تکبیر شعار تکبیر الله اکبر خامنه ای رهبر .... می دادم و بعدش میامند بهم گیر می دادند که آقا اینجا که جای کارهای سیاسی نیست و .... . 

سال 92 و من حدود 21 سال

رای خانواده دقیق معلوم نیست. احتمالا یک سری قالیباف و یک سری جلیلی. من هم از قالیباف شروع کردم و هر بار سعی می کردم در جو قرار نگیرم. جو خانواده، جو شدید دانشگاه و ..... تصمیم گرفتم مناظره ها را نگاه کنم و به دقت تصمیم گیری کنم. روز مناظره ی اقتصادی رایم رفت طرف رضایی و قالیباف. انکار نمی کنم از همان اول نسبت به عارف و روحانی و بیشتر روحانی حس خوبی نداشتم و کاملا بی طرف به طرف آنها نرفتم چون هنوز برام سواله چرا دقیقا نمی گن سال 88 اشتباه کردیم!!! به همین صراحت یا حداقل یه جوری دیگه و خلاصه یه چیزی بگن.

آخر اون مناظره تصمیم گرفتم که در هر موضوعی به هر کدوم رتبه بدم و در نهایت انتخاب کنم. مناظره ی فرهنگی چیز زیادی نفهمیدم ولی اتفاقی که افتاد این بود که به سایت جلیلی رفتم و برنامه ی اقتصادیشو دانلود کردم و نگاه کردم و کف کردم که چقدر دقیق و ریز برنامه ریزی شده است بر خلاف صحبت هایش که خیلی کلی است. 

دوباره گذشت و من هنوز تصمیم نگرفته بودم. به مناظره ی سیاسی رسید که خب خیلی چیزها خودشو نشون داد. اون چیزی که من خیلی استفاده کردم این بود که ولایتی خیلی از چشم افتاد با توجه به اینکه قبل از این مناظره رایم ولایتی بود. بعد از مناظره دوباره در سردرگمی خودم فرو رفتم ولی ...

می دانم این انتخابات فرقش با انتخاباتهای دیگر این ا ست که همه را خودم انجام دادم، خودم پیگیری کردم و ... و ایشالا خدا هم کمکم کنه که بتونم بهترین کسی رو که می تونم انتخاب کنم انتخاب کنم .

[ یکشنبه نوزدهم خرداد 1392 ] [ 12:5 ] [ رضا پهلوان ] [ ]

بسم الرب


ساعت 9 شب مسیر برگشت از دانشگاه به خانه بودم. سوار یه تاکسی شدم که پیکان بود و از اون پیکانهایی که اگر دقت می کردی از صدای درون ماشین می تونستی همه ی اجزای سازنده ی اون رو تمیز بدی!! از توی کاپوت گرفته تا بدنه . خود بنده خدا هم خیلی مشتی به نظر می رسید.

اولش یه ذره در مورد نوربالای ماشین و نقش اون توی رانندگی و به فنا رفتن دید ماشین جلویی و ... صحبت کردیم که تو همین بحثها فهمیدم جبهه ای همه هست . ازش پرسیدم حاجی شما برای انتخابات تصمیم گرفتی؟

نگام کرد

گفتم رای می دید؟ نمی دید؟ به کی رای می دید؟

گفتم آره رای می دم.

گفتم خب به کی؟

یه مکثی کرد گفت اگه مثل دفعه های پیش دقیقه 90 کنار نره به محسن رضایی!

فکر کردم که الان از من می پرسه که خب شما به کی رای می دی ولی خب خبری نشد.

بعدش گفت اگه الان که احمدی نژاد جلیلی رو فرستاده جلیلی هم نیکزاد ومی فرستاد جالب می شد!

تعجب کردم و پرسیدم مگه جلیلی رو احمدی نژاد فرستاده؟ گفت آره دیگه !

گفتم آخه خیلی سیستم فکری اینها به هم نمی خوره ها. من نشنیده بودم 

گفتم خواجه حافظ شیرازی فقط نشنیده بود که اون هم جدیدا شنیده. چطور تو نشنیدی؟

گفتم اینها مثل هم نیستند و اون در جواب به من گفت که ظاهرا مثل هم نیستند!!

خواستم اسم دانشگاه امام صادق رو بیارم ولی هم اینکه وقت نشد و هم اینکه خب این بنده خدا دانشگاه امام صادق رو از کجا بشناسه آخه!!


[ دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 ] [ 22:40 ] [ رضا پهلوان ] [ ]
بسم الله الرحمن الرحیم
 

نكته ديگرى كه در نظر دارم به شما عرض كنم، اين است كه ما در روزگارى هستيم كه بايد يك لحظه را هم براى تلاش صادقانه از دست ندهيم.

نكته اين است كه دو نوع زندگى براى آحاد بشر وجود دارد.
  1. يك زندگى، زندگى براى نيازهاى مادى شخص است.
    • زحمت مى‌كشد، كار مى‌كند، دوندگى مى‌كند براى خود، براى شخص خود و آنچه كه به شخص او مربوط مى‌شود.
    • اين زندگى، وقتى كه در فضاى كنونى جامعه‌ى ما مطرح مى‌شود، براى افراد هوشمند تعجب‌انگيز است.
    • اما واقعيت اين است كه امروز و در هميشه‌ى عالم و هميشه‌ى تاريخ، بيشترين تلاش انسانهاى مادى و كوته‌بين در هر قشر و هر جامعه‌اى، با هر اندازه از معلومات، همين‌گونه بوده است.
      • درس مى‌خوانند، براى اين‌كه به نان و نوايى برسند.
      • زحمت مى‌كشند، براى اين‌كه بهره‌اى بيشتر ببرند.
      • كار مى‌كنند، بى‌خوابى مى‌كشند، حتى خود را به خطر مى‌اندازند، براى اين‌كه به چيزى برسند؛ به نانى يا به رفاهى يا به مقامى يا به لذتى.
    • اين، يك نوع زندگى است و خيلى از انسانها اين‌گونه زندگى مى‌كنند.
    • اين‌گونه زندگى كردن، خصوصيت تلخى دارد.

 

  • حالا از محاسبه‌ى الهى و آخرتى كه بعضى به آن اعتقاد دارند و بعضى ندارند، صرف نظر كنيم.
  • در همين دنيا، اين‌گونه زندگى كردن، دشوارى بزرگى دارد.
    • آن هم اين است كه اگر فرض كنيم همه‌ى اين تلاشها هم موفق از آب درآمد - واقعاً كاركرد و به اهداف خود رسيد؛
      • مى‌خواست پولدار بشود و پولدار شد؛
      • مى‌خواست لذت ببرد و لذت برد؛
      • مى‌خواست به شهوات دست بيابد،
      • مى‌خواست به قدرت و به‌عنوان و مقام برسد
      • و بالاخره به همه‌ى اينها رسيد
    • و فرض كنيم همه‌ى اين كاميابيها هم حاصل شد - بعد از طى ساليانى، وقتى انسان احساس كرد كه به سراشيب عمر افتاده است و به اواخر عمر نزديك مى‌شود، به پشت سر كه نگاه مى‌كند همه‌اش حسرت است.
  • انسان تا جوان است اين را نمى‌فهمد؛ چون همه چيز را پيش روى خود مى‌بيند و فكر مى‌كند كه به اين لذات خواهد رسيد.
  • اما وقتى از جوانى عبور كرد و به آن طرف سراشيبى رسيد، پشت سر را كه نگاه مى‌كند، مى‌بيند با از دست رفتن عمر، همه چيز از دست رفته است.

 

  • حسرت بالاتر، در لحظات آخر عمر است: حس مى‌كند همه‌ى اين زحمات هيچ شد، پوچ شد و از دست رفت. آن لحظه‌هاى لذت، آن نعمت، آن مكنت، همه از دست رفت.
  • اين، عيب بزرگ اين‌گونه زندگى كردن است.
  • يعنى زندگى به مجموعه‌اى از حسرتها تبديل مى‌شود. البته حسرت بزرگ، در قيامت است. خداى متعال مى‌فرمايد: «و انذرهم يوم‌الحسرة.(1)» آنها را از روز حسرت بيم بده، كه نگاه مى‌كنند و زندگى را از دست رفته مى‌بينند.
  1. نوع دومِ زندگى اين است كه انسان براى هدفى زندگى كند؛ هدفى كه از خود او بيرون باشد.
    • نمى‌گويم اين هدف، هميشه الهى باشد.
    • حتّى اگر اين هدف، مادّى هم باشد، اما مربوط به كلّ جامعه يا براى بشريت باشد - اگر چه تلاش كردن براى چنين هدفى، ممكن است انسان را از مسائل شخصى، مقدارى باز بدارد - اين حُسن بزرگ را دارد كه وقتى انسان تلاش كرد، اين تلاش هميشه موفّق است.
    • كار براى اهداف عالى، هميشه موفّق است.
    • اين را خداى متعال در قوانين آفرينش قرار داده است كه هركس كار كند - حتّى براى هدفهاى دنيايى - خداوند او را به آن هدفها خواهد رساند؛ مگر آن‌كه در خودِ كار، خللى وجود داشته باشد كه اين، به خود انسان برمى‌گردد.
    • والّا اگر كارِ براى هدف، با اصول درست انجام گيرد، دست يافتن به آن هدف، قطعى است.

 

  • در اين‌نوع زندگى، هرچه مى‌گذرد انسان احساس مى‌كند كه عمرش تلف نشده است؛
    • چون براى يك هدف عالى زحمت كشيده است.
  • اگر اين هدف يك هدف الهى باشد؛ به بشريّت برگردد، به آرمانهاى خدايى برگردد، به صلاح و خير بشر برگردد، به استقرار عدالت و به مبارزه با ظلم و جور مربوط شود، احساس مى‌كند كه به هدف نزديكتر شده است. در پايان راه هم وقتى به پشت سرِ خود نگاه مى‌كند، مى‌بيند فرسنگها به هدف نزديك شده است.
    • لذا حسرت ندارد و احساس لذّت مى‌كند.
    • اين، زندگى واقعى است؛ زندگى براى آرمانها و هدفهاى والا.
  • جمله معروفى كه به امام حسين عليه‌السّلام نسبت داده شده است - و نمى‌دانم آيا اين نسبت صحيح است يا نه - جمله حكيمانه و درستى است. مى‌فرمايد: «انما الحياة عقيدة و جهاد
    • عقيده، يعنى به هدفى دل بستن، آرمانى را پذيرفتن و در راه آن مجاهدت كردن.
    • اسلام آمده است به انسانها هدف بدهد و آنها را به سمت آرمانهاى والا و زيباى بشرى به حركت وادارد.
    • در چنين راهى است كه اگر انسان يك قدم جلو برود؛ تلاش خالصانه و مخلصانه‌اى انجام دهد؛ فداكارى كند؛ حتّى اگر زحمت و رنجى به او رسيد و ناكامى ظاهرى‌اى نصيبش شد تحمّل كند، در دل و در محاسبه الهى، شاد و خشنود است؛ چون احساس مى‌كند طبق آنچه كه وظيفه او بوده، به سمت آن اهداف عالى، تلاش و حركت كرده است.
    • اين تلاش، فى‌نفسه داراى ارزش است؛ اگرچه انسان را دائماً به هدف هم نزديك مى‌كند.
  • اين، آن چيزى است كه مبارزه ملت ايران را شكل داد و امروز هم اين مبارزه همچنان ادامه دارد.
  • هدفى كه اين انقلاب و اين مبارزه براى خود در نظر گرفت، هدفى بود كه انسانيّت از آن متنفع و متمتّع مى‌شود.
    • آن هدف، مبارزه با ظلم و فساد و تبعيض در سطح جهانى و در محدوده كوچكتر، در سطح كشور است و براى اين است كه هدفهاى والا براى بشريّت مطرح شود
 
[ جمعه دهم خرداد 1392 ] [ 0:42 ] [ رضا پهلوان ] [ ]

بسم الرب

یه فیلم از سوریه دیدم

یه شیعه تو دستشون بود

اول کلی زدنش

بعد با یه چاقوی کوچیک سرش رو بریدند

می دونید با چاقوی کوچیک چطور این کار انجام میشه؟

با خر خر شیعه ، آنها الله اکبر می گفتند

نمی دونم کار می خواد به کجا برسه

یه فیلم دیگه بود قلب یه سرباز رو در آورد و خورد

اینها دستشون به بقیه ی شیعه ها هم برسه همین کار رو می کنند 

اون از نبش قبر حجر

اون از تهدید به نبش حضرات زینب و رقیه

نمی دونم چی فکر می کنند اونهایی که می گن سیاست خارجی ما نسبت به سوریه باید تغییر کنه 

می دونید قطر از آمریکا اسلحه می خره به اینا می ده؟ 

می دونید ترکیه اینا رو آموزش می ده؟

می دونید اتحادیه ی اروپا به اینا اسلحه می دن؟

فکر می کنید چرا؟

فقط به خاطر اینکه بشار اسد بره و یکی دیگه بیاد؟

[ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 ] [ 19:54 ] [ رضا پهلوان ] [ ]

بسم الرب

این نوشته رو به صورت خصوصی فردی که اسمش رو نمی شناختم فرستاده بود

همچین نوشته آقا سعید انگار آقا امام زمان میخواد ظهور کنه.
متاسفم شدیدن که باید دلمان را خوش کنیم به امثال "آقا سعید".متاسفم برای خودت و خودم که باید دنبال یک "احمدی نژاد" پاک بگردیم.
متاسفم برای تو و امثال که هشت سال سنگ کسی را به سینه زدی که تنها کاری کرد کم کردن از عزت و شرف ایران بود(و حالا هم که وضع مملکت را به اینجا رسانده این آقای "ولایت پذی"!!! هیچ کدامتان یک ببخشید و عذرخواهی ساده از این ملت بدبخت نمی کنید)و حالا میخواهی دنبال نسخه پاکش بروی!
متاسفم برای خودم و خودت که با ترس و لرز این کامنت را می گذارم.


این نوشته رو هم یکی از بهترین دوستانم شنبه شب که ثبت نامه ها تموم شد فرستاد


4 سال پیش به اسم دین از احمدی نژاد حمایت کردید و وضعیت شد این! الان هم به اسم دین به مشایی رای بدید ببینید چی میشه!




کاشکی می شد بودند که صحبت می کردیم در موردش.

این چند وقته هرکس از من پرسیده و یا توی هر جمعی بودیم که اسمی از رهبر آمده من سعی کردم این نکته را جا بیندازم که خوبی انتخابات این است که گاهی فردی می خواهد که به شخصی رای بدهد که گفتمانش، گفتمان رهبر انقلاب باشد و می گردد ببیند چه کسی بهتر از همه می تونه این کار رو انجام بده. حالا ممکنه معیارهای دیگه هم مثل توان اجرایی، سیاست خارجی و ... داشته باشه ولی خب معیار اول از نظرش این باشه. شاید کسی باشه که این معیار اول نباشه ولی مهم باشه . مثلا توان اجرایی را بیشتر اهمیت بده تا این معیار را. شاید هم کسی باشد که این معیار برایش مهم نباشد. همه بر اساس معیارهای خودشان می روند بگردند که چه کسی بهتر می تونه توقع آنها را بر آورده کنه.

حالا اینکه معیارها درست است یا نه باید سرش صحبت کرد. نه اینکه ول کنیم بره . سر اینکه آیا باید توان اجرایی اول باشه یا تبعیت از رهبر باید صحبت کرد ولی در نهایت هرکس به هر جمع بندی رسید باید بر اساس آن پیش برود و اصلا زیبایی انتخابات به همین است.

در سال 84 و سال 88 من این معیار مورد نظرم بود.( البته در هیچ کدام نمی توانستم رای بدم ولی اینقدر کار و تبلیغ کردم که شاید بیشتر از یه نفر برای کاندیدام خودم کار کردم .) من این معیار برایم مهمترین معیار بود. اینکه الان هست یا نه را کاری ندارم و شاید جلوتر در موردش صحبت کنیم که آیا تنها این معیار کافی است یا نه ؟ اینکه معیارهای دیگه واجب هست یا نه ؟ 

من با این معیار در سال 84 و مخصوصا سال 88 گشتم دیدیم مصداقش در احمدی نژاده. (البته خصوصیت سال 88 این بود که در بین احمدی نژاد و رضایی نمیشد تمییز داد چون اگه به اجمدی نژاد رای نمی دادی ممکن بود موسوی روی کار میومد و در این صورت معیار مد نظر من خیلی آسیب می دید.)خب تلاش کردم و رای آورد ولی بعد از مدتی دیدم اون که می خواستم نبود! در معیاری که داشتم اون که می خواستم نبود. حالا اگر من سال 88 برگردم چه کار می کنم ؟ سر موضوع احمدی نژاد و رضایی بیشتر فکر میکنم. اینکه آیا اینکه اگه من به اصلح  رای بدم ممکنه یکی دیگه رای بیاره که خیلی با معیار من فاصله داشته باشه، من می تونم یه درجه پایینتر بیام که حداقل اون رای نیاره ؟ نمی دونم.

حالا اینکه یه نفر میگه من احمدی نژاد پاک می خوام یعنی احمدی نژادی می خوام که سر اون معیاری که می خواستم دقیقا بماند. سر بقیه ی معیارهایی که می خواستم دقیقا بماند و کج نشود. 

البته باز نمی گویم درست می گویند یا نه ! من چون نزدیک به این فضا هستم کاملا معنای این کلمه را متوجهم ولی اینکه نظر خودم چیست و .... الان مورد نظرم نیست .


پ ن : در جواب رفیقم: 4 سال پیش به خاطر دین به احمدی نژاد رای دادم و الان به همون خاطر به مشایی رای نمی دم. ( مهم یافتن مصداق است. سخت یافتن مصداق است. اینکه من فردی رو بخوام که ته مسائل اقتصادی باشه مهم مصداق است که بتوانم آن را پیدا کنم ) 


[ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 ] [ 19:23 ] [ رضا پهلوان ] [ ]

بسم الرب

بسیار زیبا




وَ لَا تَقُولَنَّ لِشَاْىْ‏ءٍ إِنىّ‏ِ فَاعِلٌ ذَالِكَ غَدًا(23)

إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ  وَ اذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَ قُلْ عَسىَ أَن يهَدِيَنِ رَبىّ‏ِ لِأَقْرَبَ مِنْ هَاذَا رَشَدًا(24)



وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِايَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنهْا وَ نَسىِ‏َ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ  إِنَّا جَعَلْنَا عَلىَ‏ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَ فىِ ءَاذَانهِمْ وَقْرًا  وَ إِن تَدْعُهُمْ إِلىَ الْهُدَى‏ فَلَن يهَتَدُواْ إِذًا أَبَدًا(57)

همه از سوره ی کهف

توی آیه ی 23 این موضوع مطرح میشه هیچ کاری رو نگو که فردا انجام می دم بلکه همه را ان شاءالله بگو . یه کاری دیگه هم بکن. چی ؟ واذکر ربک اذ نسیت ....  و در ادامه دلیلش را می گوید که عسی ...


توی آیه ی 57 این بحث است که چه کسی ظالم تر است از کسی که این ذکر برایش پیش میآید به آیات خدا ولی بعدش فاعرض و رویگردان می شود و نسبت به آن چیزی که در پیش رویش است  فراموشی می گیرد. 

تقریبا کاملا حال ما را می گوید. اینکه ذکر و خلاصه چیزی که نسبت به پیش رویمان باید بدانیم را می دانیم ولی دوباره به فراموشی می رسیم. 

و چه کسی ظالم تر است از ما ...


[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 22:43 ] [ رضا پهلوان ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ
امکانات وب